X
تبلیغات
علمی پژوهشی جغرافیا

انسانهای باستانی به این نکته پی برده بودند که آسمان به صورت کره‌ای می‌ماند که در درون آن ستارگان (ثوابت) حضور دارند، در حالی که اجزای منظومه شمسی در این صحنه جابجا می‌شوند. هنوز بسیاری از یافته‌ها و ادراکات آن زمان ، برای علاقمندان به ستاره شناسی در دنیای امروز هم بکار برده می‌شود.

img/daneshnameh_up/6/63/halfsphere.JPG

کره سماوی

کره سماوی عبارت است از یک کره تخیلی بزرگ بی انتها که «زمین» را در برگرفته و به نظر می‌رسد که کلیه اجرام آسمانی به آن چسبیده‌اند. «استوای سماوی» نیز تصویری است از استوای زمین روی کره سماوی ، به همین ترتیب «قطبین سماوی» تصویری از قطب شمال و جنوب جغرافیایی زمین ، بر رویکره سماوی  می‌باشد. «دایرة البروج» یا دایره گرفتگی می‌تواند تصویر مدار گردش زمین بر روی کره سماوی باشد و یا به تعبیری ، مسیر عبور سالیانه خورشید در آسمان (این مسیر دارای انحراف 4/23 درجه‌ای نسبت به استوای سماوی است، که خود معلول انحراف 4/23 درجه‌ای محور زمین می‌باشد). «قطبین دایرة البروج» محل تلاقی کره سماوی و خط فرضی است که عمود بر مرکز دایرة البروج ترسیم شده است.

منطقة البروج و دایرة البروج

یکی از اولین مناطقی که شما ممکن است مایل باشید در آسمان شب مورد شناسایی قرار دهید، منطقة البروج و خط مرکزی آن یعنی دایرة البروج است که در درون آن نوار زمین ، خورشید ، ماه و سیارات عبور می‌نمایند. ضمن این که کره زمین گردش سالانه را در مدار خود انجام می دهد، به نظر می رسد که خورشید مسیری را نسبت به آسمان پشت سر خود در درون ستارگان می پیماید. این مسیر ظاهری را اصطلاحاً دایرة البروج یا دایره گرفتگی گویند و سطحی شامل 8 درجه شمال و جنوب آن، منطقه البروج می گویند. از آنجا که تمام سیارات (به جز پلوتو) کم و بیش در صفحه ای هم خوان با زمین حرکت می کنند، لذا همه در درون نوار دایرة البروج هستند.
در حدود قرن پنجم قبل از میلاد، اخترگویان بابلی (و شاید یونانی) ، دایرة البروج را به 12 قسمت که هر کدام حدود 30 درجه اند، تقسیم و هریک را با نام یک صورت فلکی شناسایی می کردند. نام تمام 12 برج به جز یکی (صورت فلکی میزان) از اسامی جانداران گرفته شده و به همین دلیل نام منطقه البروج در اصل «دایره ی حیوانات» بوده است.
دایرة البروج

زمین در یک سال شمسی یک بار به دور خورشید در جهت مغرب به مشرق می چرخد. در نتیجه ، چنانکه یک ناظر زمینی بتواند وضعیت خورشید را نسبت به ستارگان آسمان ، در مدت یک سال در نظر داشته باشد، ظازرا چنین خواهد پنداشت که این خورشید بوده که در مدت یکسال شمسی یک بار به در زمین گشته است. مسیر حرکت ظاهری سالانه خورشید به دور زمین را دایرة البروج می نامند. به عبارت دیگر دایرة البروج ، دایره عظیمه ای است که بر روی کره سمای قرار دارد و حرکت ظاهری سالانه خورشید به دور زمین ، بر روی آن ، صورت می گیرد. همچنین چنانکه ناظری فرضی در خورشید ، بتواند نظاره گر زمین باشد ، مسیبر حرتکت انتقالی زمین زمین به دور خورشید را در مسی همان دایرة البروج خواهد دید . به هیمنه علت ، دایرة البروج بصورت دیگری نیز تعریف می شود: بدین ترتیب که محل تلاقی صفحه مسیر حرکت انتقالی زمین با کره سماوی را نیز دایرة البروج می گویند.

از آنجایی که محور چرخشی زمین بر سطح مدار حرکت انتقالی آن عمود نیست ، لذل تصویر این مسیر بر کره سماوی ، یعنی دایرة البروج ، بر محور سماوی ، عمود نمی باشد بلکه نسبت به آن متمایل است. زاویه بین صفحه دایرة البروج و دایره استوا ، در حدود 23 درجه و 27 دقیقه است و به نام تمایل نامیده می شود. اندازه این زاویه در طول یک قرن به اندازه 47 ثانیه کم می شود. اندازه متوسط تمایل در سال 1972 برابر 23 درجه و 26 دقیقه و 34.52 ثانیه بوده است. محوری که از مرکز کره سماوی گدشته و بر سطح دایرة البروج عمود باشد، کره سماوی را در دو نقطه به نامهای قطب شمال دایرة البروج و قطب جنوب دایرة البروج قطع می کند.

مختصات استوایی

یکی از مجموعه‌های عمومی که برای معرفی مختصات سماوی بکار گرفته می‌شود، به نام مختصات استوایی است که بر اساس استوای سماوی بنا نهاده‌اند. مختصات شمال جنوب که معادل سماوی برای عرض روی «زمین» محسوب می‌شود به نام «میل» است و مانند عرض بر حسب درجه ( ۫ ) ، دقیقه ( ' ) و ثانیه ( " ) از صفر بر روی استوای سماوی تا 90 درجه در جنوب بر روی قطبین سماوی ، اندازه گیری می‌شود. کل دایره سماوی به 360 درجه تقسیم می‌گردد. یک درجه می‌تواند به 60 دقیقه کمانی ( َ' 60) و یک دقیقه کمان به 60 ثانیه کمانی ( " ) تقسیم شود.

مختصات شرقی ، غربی که معادل طول جغرافیایی بر روی زمین است به نام «بعد» ، خوانده شده که معمولاً در جهت شرقی به دور آسمان و بر حسب ساعت (h) ، دقیقه (m) و ثانیه (s) زمانی است که گاهی بر حسب درجه هم اندازه گیری می‌شود. از آنجا که زمین هر 360 درجه را در 24 ساعت طی می‌کند، لذا یک ساعت (1h) از بعد و از زمان ، معادل 15 درجه کمان ، یک دقیقه (1m) از بعد معادل 15 دقیقه ( '15 ) کمان و یک ثانیه ("ً1) بعد ، مساوی با 15 ثانیه ( "15) کمان است. «نقطه صفر» نقطه‌ای است که خورشید (و در نتیجه دایرة البروج) استوای سماوی را درجریان عبور از جنوب به شمال در هر بهار قطع می‌کند که آن را «نقطه اعتدال بهاری» یا «ابتدای حمل» نیز گویند، زیرا در دوران یونان باستان خورشید در این زمان در صورت فلکی حمل بوده است.

این نقطه شباهت به گرینویچ روی زمین و نصف النهار دارد که از آن می‌گذرد و مبنای اندازه گیری طول جغرافیایی محسوب می‌شود. سامانه مختصات استوایی معمولاً برای بیان موقعیت اجرام ثابت فلکی بکار برده می‌شود. ستارگان و اجرام عمق آسمان در کاتالوگها با همین بعد و میل نسبت به یک زمان یا دوره معین ، نشان داده می‌شوند. این مختصات دارای تغییرات بسیار جزئی ، آن هم به علت حرکت تقدیمی زمین است . به یاد داشته باشید که سمت «شمال» و «جنوب» درکره سماوی به مفهوم در جهت شمال و جنوب قطبین سماوی قرار گرفتن است. «شرق» هم همیشه به معنای افق شرقی است.
نقاط اعتدال

دایرة البروج و کره سماوی بر روی کره سماوی همدیگر را در دو نقطه به نام نقاط اعتدال قطع می‌کنند. میل خورشید به هنگام عبور از نقاط اعتدال برابر صفر درجه می‌شود. یکی از نقاط اعتدال به اعتدال بهاری موسوم بوده و میل خورشید بعد از عبور از آن از جنوبی به شمالی و یا از علامت منفی به مثبت تغییر می‌یابد. فصل بهار در لحظه عبور خورشید از نقطه اعتدال بهاری آغاز می‌گردد. گر چه می‌توان نقطه اعتدال بهاری بر روی کره سماوی را نقطه ثابتی فرض کرد، اما محل آن بر روی دایرة البروج سالیانه به اندازه 50.26 ثانیه قوسی به طرف مغرب تغییر مکان می‌دهد و در نتیجه این تغییر خود موجب تغییر مختصات ستارگانی که نسبت به این نقطه سنجیده می‌شوند، می‌گردند. نقطه دیگر به اعتدال پاییزی موسوم است و میل خورشید بعد از عبور از آن از شمالی به جنوبی و یا علامت آن از مثبت به منفی تغییر می‌کند. فصل پاییز در لحظه عبور خورشید از نقطه اعتدال پاییزی شروع می‌شود. فاصله زمانی بین دو نقطه اعتدال در حدود شش ماه است.

نقاط انقلاب

نقاط انقلاب بر روی دایرة البروج دو نقطه‌ای است که میل خورشید به هنگام عبور از آنها بیشترین اندازه شمالی و یا جنوبی (مثبت و یا منفی) را داراست. زمانی که خورشید دارای بیشترین میل به طرف شمال است به نام انقلاب تابستانی معروف است. عبور خورشید از این نقطه ، سرآغاز فصل تابستان در نیمکره شمالی (فصل زمستان در نیمکره جنوبی) است. وقتی خورشید دارای بیشترین میل به طرف جنوب بوده به انقلاب زمستانی موسوم است. این دو حالت عکس هم هستند.
+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در یکشنبه 25 آذر1386 و ساعت 14:16 |
 
 
هاريکن ها :
 هاريکن ها چرخند هاي حاره اي هستند که سرعت باد آنها از 64 نات بيشتر باشد هاريکن ها در نيمکره شمالي برخلاف جهت عقربه هاي ساعت و در نيمکره جنوبي در جهت عقربه هاي ساعت حول مرکز خود مي چرخند هاريکن ها از توفان هاي تندري شکل مي گيرند اين توفان هاي تندري به کمک اقيانوس و شرايط جوي به هاريکن تبديل مي شوند در ابتدا دماي آب اقيانوس بايد بيشتر از 25 درجه سانتيگراد باشد( 81 درجه فارنهايت ) گرما و رطوبت آب گرم اقيانوس ها به عنوان منبع انرژي براي هاريکن ها حساب مي شوند به همين دليل است که هاريکن ها به هنگام عبور از روي خشکي و يا اقيانوس هاي سرد تر ويا مناطقي که داراي گرما ورطوبت کافي نباشند به سرعت تضعيف مي شوند
علاوه بر اقيانوس ها ي گرم ،رطوبت بالادر تراز هاي مياني و پايين جو براي توسعه هاريکن ها مورد نياز مي باشند اين رطوبت بالا مقدار تبخير را در ابرها کاهش مي دهدو گرماي نهان آزاد شده ناشي از بارندگي را افزايش مي دهد تمرکز گرماي نهان براي حرکت سيستم حياتي است
برش قائم باد در محيط اطراف چرخند هاي حاره اي بسيار با اهميت است که منظور از برش باد ميزان تغيير سرعت و جهت باد با افزايش ارتفاع است
هنگامي که برش باد ضعيف باشد توفان که قسمتي از چرخنده است به صورت قايم رشد مي کند و کرماي نهان ناشي از چگالش در هوايي که مستقيما در بالاي توفان قرار دارد آزاد مي شود و به توسعه توفان کمک مي کند هنگامي که برش باد قوي تري وجود داشته باشد توفان به صورت اريب وکج در مي آيد و گرماي نهان بر روي منطقه گسترده تري آزاد مي شود
پيشرفت اوليه توفان) توفان هايي که تبديل به هاريکن مي شوند ):
هاريکن ها از منطقه يک توفان تندري سرچشمه مي گيرند اين توفان هاي تندري معمولا به يکي از سه روش زير شکل مي گيرند اولين مورد منطقه همگرايي درون حاره اي(ITCZ) مي باشد که دور تا دور کره زمين را در مناطق حاره اي مي پوشاند همان طور که در شکل زير نشان داده شده است امواج شرقي تجارتي در نزديکي استوا همگرا مي شوند و توفان هاي تندري را ايجاد مي کنند که مي توان آنها را توسط تصاوير ماهواره اي در طول استوا مشاهده کرد.
 
دومين منبع براي توفان هاي تندري که مي توانند هاريکن ايجاد کنند امواج متحرک جوي هستند که به امواج شرقي معروفند امواج شرقي شبيه امواج عرض هاي مياني هستند با اين تفاوت که آنها در جريان تجاري شرقي هستند همگرايي ناشي از اين امواج باعث ايجاد توفان هاي تندري مي گردد که مي توانند به هاريکن تبديل شوند
 
 
سومين مکانيسم توليد توفان هاي تندري در امتداد مرز جبهه هاي پير (old) مي باشد که به سوي سواحل فلوريدا و خليج مکزيک حرکت مي کنند توسعه و پيشرفت اين جبهه ها مي تواند باعث ايجاد توفان گردد که اگر شرايط جوي واقيانوسي مساعد باشد اين توفان ها مي توانند به چرخند هاي حاره اي توسعه پيدا کنند نقشه زير مناطقي از جهان را که چرخند هاي حاره اي مي توانند از آنجا سرچشمه بگيرند نشان مي دهد توفان هاي تندري معمولا در نيمکره شمالي يافت مي شوند اما اقيانوس آرام و اقيانوس هند نيز مي توانند توفان هايي را در نيمکره جنوبي ايجاد کنند در نقاط مختلف جهان هاريکن ها با نام هاي مختلف نام گذاري مي شوند
دراستوا سطح اقيانوس براي توليد هريکن به اندازه کافي گرم است اما هيچ هاريکني ايجاد نمي شود زيرا نيروي کوريليس براي ايجاد چرخش والقا کردن پتانسيل هاريکن کم است.
 
CISK: چگونه توفان هاي تندري به هاريکن تبديل مي شوند :
CISK (واپيچش همرفتي نوع دوم ) نظريه معروفي است که توضيح مي دهد که چگونه توفان ها تندري مي توانند چگاليده شده و به هاريکن تبديل شوند CISK يک سيستم  feedback مثبت است به اين معني که هرگاه يک عمليات آغاز مي شود منجر به يک سري پيشرفت هايي مي شود که خود باعث پيشرفت کل آن عمليات مي گردد و اين چرخه به طور متناوب تکرار مي گردد.
هواي روي سطح که به درون يک مرکز کم فشار مي چرخد باعث ايجاد همگرايي مي شود و مرکز کم فشار به طرف بالا صعود مي کند هوا سرد مي شود و رطوبت چگاليده مي شود که موجب آزاد شدن گرماي نهان مي گردد اين گرماي نهان آزاد شده است که باعث تامين انرژي توفان ذمي شود
       
 
از آنجا که چگالي هواي گرم از هواي سرد کمتر است هواي گرم فضاي   کمتري را اشغال مي کند اين گسترش هواي گرم هواي بيشتري را از مرکز توفان به بيرون منتقل مي کند و فشار سطح (وزن هواي بالاي سطح) کاهش ميابد وقتي که فشار سطح کاهش پيدا مي کند يک گراديان فشار بزرگتر شکل مي گيرد و هواي بيشتري به سمت مرکز توفان همگرا مي شود اين امر باعث ايجاد همخگرايي سطحي بيشتري مي شود وموجب مي رشود که هواي مرطوب سطحي بيشتري به هوا بلند شود اين هوا وقتي که سرد شود چگاليده شده و به ابر تبديل مي شود وقتي اين امر اتفاق مي افتد گرماي نهان بيشتري آزاد مي شود
اين چرخه به طور متناوب تکرار مي شود و هر بار باعث قوي تر شدن طوفان مي شود تا آنجا که فاکتورهاي ديگر مانند آب سرد سطح خشکي و يا برش شديد باد باعث ضعيف شدن آن مي شود
مراحل توسعه توفان )از آشفتگي هاي حاره اي تا هاريکن):
طوفان ها در يک چرخه از تولد تا مرگ دچار آشفتگي هاي زيادي مي شوند يک آشفتگي حاره اي مي تواند با دستيابي به يک سرعت باد مشخص به يک مرحله شديد تر توسعه پيدا کند پيشرفت آشفتگي حاره اي در تصوير زير قابل ديدن است.
توفان ها گاهي اوقات مي تو.انند براي يک دوره زماني طولاني به اندازه دو يا سه هفته زندگي کنند آنها ممکن است از دسته اي از توفان هاي تندري بر روي آب هاي اقيانوس هاي حاره اي سرچشمه بگيرند
وقتي که يک آشفتگي به يک آشفتگي حاره اي تبديل مي شود مدت زماني که طول مي کشد تا به مرحله بعد توسعه پيدا کند (توفان حاره اي) نصف روز تا دو روز مي باشد گاهي اوقات هم ممکن است اتفاق نيافتد همين مدت زمان نيز طول مي کشد که يک توفان حاره اي به شدت يک هاريمن تقويت شود شرايط اقيانوس و جو مهمترين نقش را در رخداد اين پديده ها ايفا مي کنند.
 
 آشفتگي حاره اي ( Tropical depression)
هر گاه دسته از توفان هاي تندري در شرايط مساعد جوي در کنار يکديگر قرار گيرند تشکيل آشفتگي حاره اي مي دهند سرعت باد در مرکز آشفتگي تقريبا به طور ثابتي بين 30_20 نات مي باشد
يک آشفتگي حاره اي زماني اتفاق مي فتد که اولين علايم کم فشاري و چرخش در مرکز توفان تندري رخ دهد در نقشه هاي سطح زمين ايزو بار ها به هم نزديک مي شوند و اين کم فشاري را نشان مي دهد
 
وقتي که تصاوير ماهواره اي مشاهده مي شود به نظر مي رسد که آشفتگي حاره اي سازمان دهي اندکي داشته باشد با وجود اين معمولا مقدار اندکي چرخش به هنگام مشاهده تصاوير ماهواره اي مشاهده مي شود علاوه بر حالت چرخشي که آشفتگي حاره اي را شبيه هاريکن ها نشان مي دهد اشفتگي حاره اي به دسته اي از توفان ها ي تندري که در کنار يکديگر نيز تجمع يافته اند نيز شبيه است.
 
توفان هاي حاره ای
وقتي که يک آشفتگي حاره اي به حد اکثر سرعت خود که بين 64_35 نات است مي رسد به توفان تندري تبديل مي شود در اين زمان به آن يک نام اختصاصي مي دهند در اين مدت توفان خو د به خود سازماندهي شده و حالت چرخشي آن بيشتر مي شود و براي تبديل شدن به هاريکن آماده مي شود
حالت چرخش توفان تندري نسبت به چرخش آشفتگي حاره اي بيشتر است توفان تندري حتي بدون تبديل شدن به هاريکن نيز مي تواند مشکلات زيادي ايجاد کند عموما بيشتر مشکلاتي که يک توفان تندري ايجاد مي کند ناشي از بارش زياد است
 
تصوير ماهواره اي بالا مربوط به توفان تندري Charl مي باشد (1998) بيشتر شهرهاي جنوبي تگزاز بارندگي سنگين بين 10_5 اينچ را گزارش کردند از جمله اين موارد بارش درDelrio بود که بيشتر از 17 اينچ در يک روز گزارش شد و مردم را از خانه هايشان خارج کرد و 6 نفر تلفات جاني در بر داشت
ساختار کلي هاريکن ها:
هنگامي که فشار سطح شروع به افت مي کند توفان حاره اي تبديل به هاريکن مي شود و سرعت باد ان به 64 نات مي رسد و چرخش حول هسته مرکزي توسعه پيدا مي کند هاريکن ها قوي ترين چرخنده هاي حاره اي زمين هستند يک وي|گي مشخص در همه هاريکن ها که فقط مربوط به آنها مي باشد نقطه تيره اي است که در وسط هاريکن ها يافت مي شود و به آن چشم توفان مي گويند اطراف چشم توسط کمربندي از شديد ترين باد ها و بارندگي ها احاطه شده است که به آن ديوار چشم (eye wall ) مي گويند نوار بزرگي از ابرها ي باران زا در اطراف ديوار چشم به طور مارپيچ وجود دارد که به آنها نوار مارپيچي گفته مي شود (Spiral bamd) هاريکن ها به راحتي توسط نوتر چرخشي دور چشم در تصاوير ماهواره اي و راداري قابل تشخيص هستند هاريکن ها با توجه به سعت باد آنها توسط مقياس (saffir simpson) دسته بندي مي شوند اين مقياس از دسته 1 تا دسته 5 تغيير مي کند که توفان دسته 5 مخرب ترين توفان است
در شرايط مساعد جوي هاريکن ها مي توانند براي مدت 2 هفته عمر کنند در بالاي اب هاي سرد يا سطح خشکي هاريکن ها به سرعت ضعيف مي شوند
چشم هاريکن :مرکز توفان
مهمترين مشخصه که در هاريکن ها يافت مي شود چشم توفان است چشم در مرکز توفان قرار دارد و قطرآن بين 50_20 کيلومتر است چشم نقطه تمرکز توفان است و نقطه اي است با کمترين فشار سطحي که بقيه توفان در آن مي چرخد در تصوير زير چشم طوفان به خوبي قابل ديدن است
 
 
آسمان اغلب در بالاي چشم صاف است و باد نسبتا آرام مي باشد در حقيقت چشم آرام ترين قسمت هر توفان است چشم به اين دليل آرام ترين قسمت است که باد شديدي که به سمت مرکز همگرا مي شود هرگز به آن نمي رسد نيروي کوريليس باد را به آرامي از مرکز منحرف مي کند و منجر به چرخش آن دور مرکز هاريکن مي شود (eye wall) که اين امر موجب مي شود مرکز آرام باشد
چشم هنگامي قابل ديدن مي شود که هواي صعود کننده به جاي اينکه به بيرون منتقل شود به سمت مرکز توفان انتقال يابد اين هوا از تمام راستاها به سمت داخل حرکت مي کند اين همگرايي موجب مي شود که هوا در مرکز توفان نزول کند اين نزول هوا محيط اطراف را گرم تر مي کند و تبخير ابرها موجب پيدا شدن يک منطقه صاف در مرکز مي شود
ديوار چشم (ويرانگر ترين منطقه هاريکن )
ديوار چشم در اطراف چشم قرار دارد اين مکان جايي است که بيشترين باد هاي مخرب و شديد ترين بارندگي ها در انجا يافت مي شود در تصوير زير ديوار چشم نشان داده شده است
 
ديوار چشم به اين دليل به اين نام خوانده مي شود که معمولا مرکز هاريکن توسط ديواري از ابر احاطه مي شود در سطح زمين باد به طرف مرکز طوفان در حرکت است و هوا را مجبور مي کند که در مرکز صعود کند همگرايي ديوار چشم به اندازه اي شديد است که هوا با سرعت بيشتري نسبت به نقاط ديگر هاريکن به بالا کشيده مي شود بنابر اين انتقال رطوبت از اقيانوس به توفان و گرماي نهان ازاد شده در اين مکان بيشتر است
 
نوار مارپيچ(جايي که بيشترين بارندگي مشاهده مي شود )
ازسمت مرکز توفان که به بيرون حرکت کنيم مي توانيم نواري را که ساختار ابري دارد مشاهده کنيم اين ابرها نوار مارپيچ باران نيز نام دارند که در تصوير زير به خوبي قابل مشاهده هستند
 
 
گاهي اوقات فاصله هايي بين اين نوار ها وجود دارد که هيچ بارندگي در آ؛نها ديده نشده است به طور کلي اگر از لبه هاريکن به طرف مرکز آن حرکت کنيم خواهيم ديد که در برخي از نواحي آن بارندگي شديد است و در برخي نواحي بارندگي آرام است و اين امر به طور متوالي تکرار مي شود تا به مرکز توفان برسيم و هرچه به مرکز وچشم هاريکن نزديک تر شويم بارندگي شديد تر مي شود
 
طرحي از اين شکل مارپيچي در شکل بالا نشان داده شده است توفان تندري اکنون به مناطقي با هواي صعود کننده يا نزول کننده سازماندهي شده است بيشتر هوا در حال صعود است ولي مقدار کمي از هوا نيز يافت مي شود که نزول مي کند
11_فشار و باد ( توزيع در امتداد هاريکن)
فشار جو و سرعت باد در امتداد قطر هاريکن تغيير مي کند تصوير زير تغييراتي از سرعت باد ابي و فشار سطح قرمز را در امتداد يک هاريکن نشان مي دهد در فاصله بين 200_100 کيلومتر از چشم باد به اندازه کافي قوي است تا قابليت هاي يک توفان حاره اي را داشته باشد فشار جو نيز در اين فاصله نسبت به مرکز توفان به اندازه کافي بالا مي باشد( ml 9901010 )
با اين وجود هرچه به ديوار چشم نزديک مي شويم فشار بيشتر افت مي کند و سرعت باد افزايش مي يابد در فاصله حدود 100_50 کيلومتري بيشترين تغييرات در فشار و سرعت باد رخ مي دهد
فشار با سرعت بيشتري افت خواهد کرد اگر سرعت باد به طور همزمان با آن کاهش يابد در ديوار چشم سرعت باد به حد اکثر مقدار خود مي رسد اما در مرکز و در چشم باد بسيار آرام است فشار سطح در امتدا ديوار چشم باز هم کاهش مي يابد تا به حد اقل مقدار خود در مرکز برسد با خروج از مرکز باد و فشار با سرعت افزايش پيدا مي کند در طرف ديگر ديوار چشم باد با سرعت افزايش پيدا مي کند و سپس به مرور کاهش پيدا مي کند نيمرخ فشار و باد در داخل يک هاريکن کاملا متناسب است بنابر اين در ديوار چشم افزايش سريع فشار و سرعت باد انتظار مي رود و همچنين بعد از آن افزايش آهسته تر فشار و کاهش سرعت باد مورد انتظار مي باشد
حرکت هاريکن ها :
الگوي جهاني باد که با نام گردش عمومي شناخته مي شود و باد هاي سطحي هر نيم کره به سه دسته کمر بند باد تقسيم مي شوند :
الف- امواج شرقي قطبي-از 90_60 درجه عرض جغرافيايي
ب- بادهاي غربي 60_30 درجه عرض جغرافيايي
ج- امواج شرقي حاره اي از 30_0 درجه عرض جغرافيايي(بادهاي تجاري)
 
بادهاي تجارتي شرقي در هر دو نيمکره در منطقه اي نزديک استوا همگرا مي شوند (ITCZ) که به آن منطقه همگرايي درون حاره اي مي گويند که کمربندي از ابرها و توفان هاي تندري را پديد مي آورد که بخش هايي از کره زمين را دور مي زند مسير يک هاريکن به طور کلي يک کمربند بادي دارد که هاريکن در آن واقع است به طور مثال هاريکني که از آتلانتيک حاره اي شرقي سرچشمه مي گيرد توسط باد هاي تجاري شرقي به غرب در منطقه حاره اي منتقل مي شود سر انجام اين توفان ها به سمت شمال و مناطق فوق حاره اي مهاجرت مي کنند و به عرض هاي بالا تر مي روند به عنوان مثال در اثر اين حرکت ها خليج مکزيک و سواحل شرقي ايالات متحده در اين خطر هستند که هر سال يک يا دو هاريکن را تجربه کنند
 
 
پس از آن هاريکن ها توسط امواج غربي به شمال و عرض هاي مياني منتقل مي شوند و گاهي اوقات با سيستم هاي جبهه اي عرض هاي مياني ترکيب مي شوند
هاريکن ها انرزي خود را از سطح آبهاي گرم مناطق حاره اي کسب مي کنند به همين دليل است که هنگامي که آنها از روي آبهاي سرد مناطق عرض هاي مياني و خشکي ها عبور مي کنند به سرعت ضعيف شده و از هم مي پاشند.
 
+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در دوشنبه 19 آذر1386 و ساعت 10:22 |

خزر بزرگترين درياچه جهان نوسانات زيادي را تجربه كرده است. بعد از سال 1929 كاهش سطح آب دريا سريع بوده ولي بعد از سال 1978 سطح آب دريا به سرعت بالا رفت. بين سالهاي 1929 تا 1977 سطح آب حدود 1.2 متر بالا رفت و اول ژانويه 1994 در سطح منفي 26.95 متر قرار گرفت.  مطالعات نشان داده كه نوسانات سيكلي سطح درياي خزر با مدت زمان 450 تا 500 سال در نتيجه سيكلهاي آب و هوائي مشابه ايجاد شده اند. آخرين سيكل كه در اواسط قرن هفدهم شروع شده بود در اوايل قرن نوزدهم به حداكثر خود رسيد و در حال حاضر در حال از بين رفتن است. بنابراين بالا رفتن سطح آب درياي خزر كه از سال 1978 يا 1357 شمسي شروع شده ادامه نخواهد داشت و بزودي كاهش خواهد يافت. پائين رفتن آب دريا تا پايان قرن آينده ادامه خواهد داشت. اين پيش بيني در برگيرنده فعاليتهاي انساني نيست و براساس تغييرات طبيعي گذشته بنا گذاشته شده است

 

تغييرات در اعماق خاك با عمق تصاعد هندسي دارد. بطوريكه در عمق 12سانتي متري دامنه تغييرات درجه حرارت نصف و در عمق 24 سانتيمتري يك چهارم دماي سطح خاك است.

درب پناهگاه ايستگاههاي هواشناسي در نيمكره شمالي روبه شمال نصب مي شود تاهنگام قرائت تششع مستقيم وارد پناهگاه نشود.

حداقل فشار هوا در ساعت 14 و 16 و حداكثر فشار هوا در ساعات 10 و 22 رخ مي دهد.

به ازاي هر يك درصد افزايش نمك محلول در آب يك درصد از شدت تبخير كاسته مي شود.

با اضافه شدن ارتفاع بطور تساعد حسابي، فشار هوا بصورت تصاعد هندسي كاهش مي يابد.

واحد اندازه گيري سرعت باد در هواشناسي گره يا نات (knot) است كه معادل نيم متر بر ثانيه است.

شبنم در مواقعي كه اختلاف دما زيادتر باشد احتمال تشكيل بيشتري خواهد داشت. بنا براين در شبهائي كه روز قبل آن آسمان صاف است احتمال تشكيل بيشتري خواهد داشت.

 در مورد آناليز داده هاي سرعت باد بايد ميانگين گيري بطور برداري صورت گيرد و ساير روشهاي ميانگين گيري متداول براي اين داده ها مناسب نيست.

ميزان تبخير از سطح برف حدود يك پنجم تبخير از سطح درياهاي آزاد است.

چرا كارست را با نام ناهمواريهاي آهكي مي شناسند: در سنگهائي چون نمك، ژيپس و انديدريت نيز عمل انحلال اشكالي به شكل كارست ايجاد مي كند اما به دليل عدم گسترش اين سنگها در طبيعت ناهمواريهاي آهكي ناشي از عمل انحلال را با نام كارست مي شناسند.

تا ارتفاع 70 كيلومتري زمين تركيب گاز يكنواخت و متشكل از اكسيژن و نيتروژن مي باشد.

پائين ترين دما اغلب در اوايل طلوع خورشيد اتفاق مي افتد و بالاترين دما در حدود ساعت 14 محلي.

در تابستان خشكي از دريا گرمتر و در زمستان سردتر است.

 هوا در اثر گرم شدن صعود مي كند و به دليل انبساط دماي آن كاهش پيدا مي يابد. چنانچه با افزايش ارتفاع دما زياد شود به اين پديده وارونگي مي گويند. برخي از دلايل آن عبارتند از: سرد شدن ناگهاني هواي سطح زمين، عبور يك لايه هواي گرم از روي زمين سرد، سقوط توده هاي هوائي، تلاطم

رابطه باد با ارتفاع يك رابطه نمائي با توان 0.15 مي باشد.

تفاوت حداكثر بارندگي محتمل يا PMP و حداكثر آب قابل بارش اين است كه PMP حالت استاتيك دارد ولي حداكثر آب قابل بارش حالت ديناميك.

ميزان تبخير از يك خاك اشباع با شن نرم برابر تبخير از سطح آزاد آب، در مارن 90 درصد و در رس 75 تا 85 درصد تبخير از سطح آزاد آب مي باشد. در شرايط يكسان ميزان تبخير در خاكهاي غير اشباع با بافت سنگين بيشتر است.

در غرب استراليا به دليل آنكه هسته هاي تراكم تشكيل دهنده ذرات باران را نمك تشكيل مي دهد بارندگي باعث شور شدن اراضي مي گردد.

حداقل رطوبت نسبي روزانه بين ساعت 13-15 بعداالظهر  و حداكثر آن حدود ساعت 6 صبح به وقت محلي رخ مي دهد.

 از نظر فيزيكي زمان تاخير عبارتست از نصف زمان حركت آب در تمامي سطح حوزه آبخيز به سمت خروجي آن در يك رگبار معين.زمان تاخير مهمترين عامل فيزيكي موثر بر هيدروگراف حاصل از يك بارش معين است.

 يكي از  راهكارهاي حل مشكلات منابع آب انتقال آب حوزه به حوزه است. در سال 1301 با احداث نخستين تونل كوهرنگ در استان چهارمحال و بختياري آب قسمتي از سرشاخه هاي كارون به زاينده رود منتقل شد.

 گرماي ويژه آب دو برابر گرماي ويژه خاك است.

 در سدهاي بزرگ فشار آب باعث جابجائي كمي در سد مي شود كه به آن بازي سد مي گويند.

با تشکر از ایران هیدرولوژی

+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در شنبه 10 آذر1386 و ساعت 15:57 |

باد جريان هوايي است كه از مراكز پرفشار به طرف مراكز كم فشار به حركت در مي‌آيد.هر چه شيب فشار (تفاوت فشار) بين دو نقطه بيشتر باشد شدت جريان هوا نيز بيشتر خواهد بود. تفاوت فشار دو نقطه را گراديان فشار مي‌گويند.
اين بادها در اتمسفر آزاد، در نتيجه تفاوت گرماي حاصله بين دره‌ها و دشت‌ها كه منجر به اختلاف فشار بين نواحي ياد شده مي‌شود، بوجود مي‌آيند. و شامل موارد زیر می باشد.
الف _ باد دره (دره‌بادها) Valley wind
دره‌ها، چرخه باد ويژه خود را دارند، كه معمولا از باد غالبي كه بر فراز آن مي‌وزد مستقل است. جهت وزش آن مجاور سطوح دره و صرف‌نظر از چرخه عمومي بادها، روبه‌بالا است. اما اگر سرعت باد بيشتر از 20 گره (حدود 10 متر بر ثانيه) شود، در جهت مخالف باد دره، جريان مهمي رو به پايين و تلاطم‌هاي شديدي ايجاد خواهد شد. از اين رو هواپيماهاي سبك و ‌بال‌گردها براي كاهش ريسك ناشي از تلاطم بايد پيش از آغاز چرخش، با زدن يك نيم‌دايره از روي دره رد شوند.
 
ب _ باد كوه (كوه باد) Mountain wind
 اين باد برعكس باد دره بوده و از بالاي كوه هواي سرد و سنگين را به سمت دره مي‌برد.
 
باد كوه
باد دره
 
3 _ نسیم كوه و دره
الف _ باد كوه‌دشت (Katabatic winds)
معمولا در غروب شكل مي‌گيرد و تا پيش از برامدن خورشيد ادامه خواهد داشت. اين باد نتيجه سُر خوردن هواي سرد و سنگين از فراز كوه به سوي دشت، از سمت شيب‌هاي رو به پايين است. در تحت برخي شرايط، باد كوه‌دشت مي‌تواند به نسيمي توانمند در دل شب تبديل گردد كه نويدبخش بامدادي گرم است.
 
ب _ باد دشت‌كوه (Anabatic winds)
در طي ساعات روز هنگامي شيب‌هاي دامنه كوه‌ها گرم‌تر از ژرفاي دره‌ها مي‌شوند، وزيدن اين باد آغاز مي‌شود. تفاوت گرمايي هواي مجاور دامنه‌ها، موجب حركت صعودي آن به بالادست شيب مي‌شود. سرعت وزش اين باد مي‌تواند حتي به 10 گره ( حدود پنج متر بر ثانيه) هم برسد.
 
حداكثر ارتفاع بادهاي كوه‌دشت و دشت‌كوه حدود دويست متر بر فراز دامنه‌هاي كوهستان است. اين دو باد، چرخه‌اي محدود ميان هواي مجاور كوه و هواي مجاور دشت، در نزديكي يكديگر است.
باد كوه به دشت



باد دشت به كوه
 
4 _ نسيم درياچه Lake breeze
اين نسيم حالت خفيف نسيم دريا به ساحل See breeze در طول روز و نسيم ساحل به دريا Land breeze  در طول شب است كه موجب بروز رطوبت در هواي مجاور درياچه مي‌شود. در طول روز سطح خشكي بيشتر از سطح آب گرم مي‌شود كه موجب بروز نسيمي از سوي درياچه به سوي ساحل Lake breeze شده و در طي شب هواي مجاور خشكي زودتر از هواي مجاور آب سرد مي‌شود كه منجر به بروز نسيمي از خشكي به سوي درياچه Land breeze  مي‌شود.
در صورت صعود از صخره‌اي در نزديكي يك درياچه، بايد همواره جرياد هوايي رو به بالا در طي روز و جريان هوايي رو به پايين در طول شب را در نظر گرفت.
 
 
+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در یکشنبه 4 آذر1386 و ساعت 12:19 |

دريانوردان دوران باستان كه در شمال اقيانوس هند كشتیراني مي‌كردند، با باران‌هاي موسمي تابستان آشنايي داشتند اين باران‌ها پيرامون شبه‌قاره هند، به ويژه خليج بنگال را توفاني و ناامن مي‌كرده است و دامنه آن، حتي در برخي موارد به قلب درياي پارس هم كشيده مي‌شد به طوري كه در چند مورد مركز ايران را هم تحت تاثير قرار داده است. در خرداد ماه و در حالي‌ كه نيم‌كره شمالي به سوي تابستاني سوزنده پيش مي‌تازد، در شبه قاره هند گويي زمستان آغاز مي‌شود. گرماي دهشتناك و مرگ‌آور توسط باراني سيل‌آسا به نام مانسون يا توفان‌هاي موسمي قطع شده و زندگي در اين سرزمين را امكان پذير مي‌سازد. خط استواي حرارتی(کمربند همگرایی حاره ای) ITCZ كه بر خلاف استواي جغرافيايي ثابت نيست و به شدت متغير است، بر روي شبه قاره هند مستقر می شود . بادهای تجارتی نیمکره جنوبی برای رسیدن به مرکز همگرایی حاره ای باید از خط استوا بگذرند جهت این بادها از جنوبشرق به شمالغرب است که پس از گذشتن از خط استوا بعلت نیروی کوریولیس (نیروی ناشی از حرکت وضعی زمین) جهت حرکت آن عوض شده و حالت جنوبغرب شمالشرق پیدا میکند و بعلت گذر از روی دریاها و اقیانوسها رطوبت زیادی به همراه دارد. و زمانیکه به خشکی وارد می شود  رطوبتي را كه با خود حمل مي‌كرده به ابر و سرانجام باران تبديل مي‌گردد. فرآيند ميعان نيز گرماي نهان (latent heat) ذخيره شده در مولكول‌هاي آب را آزاد مي‌كند. اين منبع عظيم گرما به نيروي شناوري براي ايجاد چرخه مانسون افزوده مي‌شود. رشته كوه‌هاي Ghats در ساحل غربي هند و رشته كوه‌هاي سترگ هيمالايا در فلات تبت در شمال شبه‌قاره هند، نيروي مكانيكي بالارونده‌اي توليد مي‌كنند كه اين نيرو به فرآيند ميعان و بارش بسيار كمك مي‌كند. باران‌هاي موسمي تابستاني آسيا، براي حدود يك‌صد روز، تقريبا همزمان با بادهاي 120 روزه سيستان، از روزهاي پاياني خرداد ماه آغاز شده و در روزهاي آغازين مهر ماه به پايان مي‌رسد. روز آغازين اين باران‌ها براي هر سال متفاوت از سال‌هاي ديگر است، اما اين روز در يك محدوده يك ماهه قرار دارد. در Kerala، كه در عرض جغرافيايي 8 درجه شمالي قرار دارد، اين باران‌ها در روز 12 خرداد، با تقريب يك هفته‌اي، آغاز مي‌شود. سپس مانسون به آهستگي به سوي شمال‌غربي پيش‌روي مي‌كند. روز 21 خرداد در بمبي، 19 درجه شمالي، و روز 26 خرداد در دهلي، 28.5 درجه شمالي، خود را نشان مي‌دهد. در نيمه نخست تير ماه، تمامي شبه قاره هند زير نفوذ مانسون قرار مي‌گيرد. تعادل آب در هندوستان چنان مو به ‌مو و تنگاتنگ است كه فقط يك هفته تاخير در باران به فاجعه‌اي بزرگ منجر مي‌شود. هرچند تاريخ آغاز اين باران‌ها اغتشاشي يك‌ماهه دارد، اما پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه مقدار باران موسمي، ربطي به تاريخ آغاز آن ندارد. بيشينه اين بارش‌ها در Cherranpunji با ميانگين 425 اينچ حدود ۱۱ متر در سال است، اما در بعضی موارد بارش سالانه آن به ۲۶ متر نیز رسیده است . بررسي و مطالعه باران‌هاي موسمي نشان مي‌دهد كه اين جريان در حدود اواخر مرداد و اوايل شهريور، يك وقفه 3 الي 21 روزه دارد. از مهر ماه تا خرداد ماه در شبه‌قاره هند، به‌جز منطقه تاميل‌نادو و رشته‌كوه‌هاي Ghats، به ندرت بيش از چند ميلي‌متر باران مي‌بارد. در مهر ماه باران‌هاي موسمي به سوي جنوب‌شرقي هند حركت مي‌كند. در آبان‌ماه جبهه مانسون به تاميل‌نادو رسيده و تقريبا در همين زمان مانسون زمستاني در جنوب هند به آرامي آغاز مي‌شود. در اين زمان، ديگر مناطق شبه‌قاره هند به سوي خشكي پيش مي‌رود، بادهاي گرم ‌و‌مرطوب جنوب‌غربي به بادهاي سرد و خشك شمال‌شرقي، و مانسون تابستاني به مانسون زمستاني تبديل مي‌شود. در زمستان بادهاي شمال‌ی، هواي سرد و خشكي را بر روي شبه‌قاره حاكم مي‌كنند. اين فرآيند موجب ايجاد هوايي سرد، خشك و بدون ابر، به ويژه در ماه‌هاي بهمن و اسفند مي‌شود. از ميانه‌هاي اسفند ماه تا آغاز باران‌هاي موسمي در خرداد‌ماه، توفان‌هاي تندري پيش‌درآمد مانسون ، گاهي اين گرماي دهشتناك را مي‌شكند. در اواخر خرداد ماه، كرانه‌هاي هند شاهد ظهور دوباره باران‌هاي موسمي خواهند بود. اين چرخه هوايي زندگي مردم در اين منطقه را به شدت تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. باران‌هاي موسمي در مالزي - استراليا جنوب‌شرقي آسيا و شمال استراليا تحت تاثير سيستم مانسون واحدي قرار دارند كه در دو سوي خط استوا گسترده شده و به اين دليل با مانسون‌هاي ديگر متفاوت است. البته مانسون شمال‌شرقي استراليا از اين سيستم مجزاست و جداگانه عمل مي‌كند. حجم عظيم آب ميان استراليا و آسيا تاثير شگرفي بر آب‌ و هواي منطقه حاره و مانسون تابستاني آن دارد. جزاير فراوان، اندونزي، فيليپين، مالزي ، پلي‌نزي، پلي‌پونزي و ...، آب‌وهواي متنوع حاره‌اي را در خود جاي داده است. توفان‌هاي پيچنده‌ي تايفون كه در فصل مانسون ايجاد مي‌شوند به پيچيدگي آن مي‌افزايند. شمال چين، كره و ژاپن را، به دليل فصول، آهنگ بارش در عرض‌هاي مياني، هواي سرد قاره‌اي در زمستان، جبهه زايي، نوسان باران و سيستم‌هاي پر فشار خشك در فصل گرم، از اين گروه جدا مي‌كنيم. در حقيقت اين مناطق، بيشتر در زير نفوذ سيستم مانسون هندوستان قرار دارند. مرز طبيعي منطقه حاره، مابين ناحيه غير ر و سرزمين‌هاي جنوبي مانسون ‌دار به شدت به چشم مي‌خورد. حد شمالي مانسون حاره‌اي، حتي به عرض 25 درجه شمالي هم مي‌رسد. در مناطق شمالي‌تر، مانسون نيروي چنداني ندارد كه با سيستم پر فشار جنب حاره‌اي مقابله كند. به اين ترتيب باران‌هاي موسمي در تير ماه و شهريور ماه، كه به وسيله واچرخندهاي پر فشار در مرداد ماه از هم ديگر جدا مي‌شوند، رخ مي‌دهد. در جنوب چين و فيليپين، بادهاي تجارتي حاره‌اي شرق‌وز، از مهر ماه تا ارديبهشت‌ماه وزيده و اغلب به وسيله سيستم پر فشار ايجاد شده در منطقه سيبري تقويت مي‌شوند. جايگزيني اين باد در ماه‌هاي خرداد تا شهريور به وسيله بادهاي جنوب‌غربي، در اثر مانسون ايجاد مي‌شود.

  در هندوچين مانسون‌هاي تابستاني بسيار نيرومند ترند. جريان رسيده از جنوب‌غربي از خرداد ماه تا آبان‌ماه، با ابرهايي به ضخامت 4 الي 5 كيلومتر، باراني فراوان را به همراه مي‌آورد. ماه‌هاي آذر و دي، فصل سرد و خشك، و ماه‌هاي فروردين و ارديبهشت فصل بسيار گرم منطقه است. در شرق و جنوب‌شرقي مانسون زمستاني باران‌زاست. در اندونزي به دليل گسترش آب‌ عرض جغرافيائي پايين منطقه، مانسون بسيار ضعيف عمل مي‌كند. به دليل كوچكي ابعاد و سادگي زمينه، استراليا ساده‌ترين الگوي مانسون را دارد. شمال آن داراي يك برش باد ميان تابستان (شمال‌غربي) و زمستان (جنوب‌شرفي) است. اما دو تفاوت نيز با ديگر مانسون‌‌ها دارد. نخست اينكه باد شمال‌شرقي، مانسوني است كه با خود باران را به ژرفاي قاره مي‌برد و دوم اينكه حتي در تابستان بادهاي تجارتي جنوب‌شرقي به دليل واچرخندهاي پر‌فشار گذري، چشمگير هستند. مانسون غرب آفريقا در حدود 200 سال است كه باران‌هاي موسمي غرب افريقا شناخته شده‌اند. در زمستان اين باران‌ها از جنوب‌غربي به جايي مي‌آيند كه بادهاي تجارتي شمال‌شرقي كه از صحرا و كرانه‌هاي شرقي افريقا مي‌وزند، گرماي زيادي به همراه توفان شن را با خود به آنجا مي‌آورند. منطقه‌اي با شب‌هاي سرد و روزهاي بسيار گرم. در چنين شرايطي مراكز پرفشار واچرخنددر عرض جغرافيايي 20 درجه شمالي به همراهي رود‌بادهاي شرقي (Jet stream) در عرض جغرافيايي 10 درجه شمالي، كه از شبه قاره هند به خط استوا بسيار نزديك‌تر هستند، باران‌هاي موسمي را ايجاد مي‌كنند. مانسون غرب افريقا از نظر مكاني تقريبا ميان بادهاي جنوب‌غربي و بادهاي سطحي خشك زمستاني كرانه‌هاي غربي افريقا Harmattan قرار دارد. وجود اين باران‌هاي موسمي از نفوذ هواي خشك از عرض 20 درجه شمالي به پايين‌تر جلوگيري مي‌كند. هواي گرم و خشك در حدود عرض 8 درجه شمالي به‌طور كامل ناپديد مي‌شود. مانسون در اروپا و امريكاي شمالي مانسون‌هاي تكامل نيافته باران‌هاي موسمي تاثير فراواني در اروپاي مركزي دارد. جايي كه جهت باد از سوي اقيانوس اطلس حدود 30 الي 40 درجه تغيير مي‌كند و نه به‌طور پيوسته اما بسيار زياد با دگرگوني‌هاي جبهه‌اي، سرما، هواي ابري، باران و توفان تندري را همراه است. از ديدگاه اقليم‌شناسي اين باران‌ها موسمي هستند، اما فقط مراحل بدوي و نخستين يك مانسون، كه پي‌آمد هوايي منحصر به فرد است. اين حالات تا تبديل شدن به يك مانسون واقعي راه زيادي در پيش رو دارد. در عرض‌هاي پايين جغرافيايي امريكاي شمالي و در كرانه‌هاي خليج مكزيك، فضاي مناسبي براي گسترش مانسون وجود دارد. در طول تابستان، بر روي مناطق گرم، بارها سيستم‌هاي كم فشار چرخندي ايجاد مي‌شوند. بادهاي تجارتي شمال‌شرقي، به بادهاي شرقي، جنوب‌شرقي و حتي جنوبي تبديل مي‌شوند. ايالت تگزاس و كشورهاي پيرامون خليج مكزيك، ‌تحت تاثير هواي مرطوب اقيانوسي، كه تا حد زيادي داخل خشكي نفوذ مي‌كنند، قرار دارند. البته باران‌ها، ويژگي‌هاي يك مانسون را نشان نمي‌دهند. در كل بارش‌ها 2 يا 3 و يا حتي 4 نقطه اوج بارش وجود دارد. در زمستان جريان‌هاي شمالي كه اغلب به وسيله سيستم‌هاي پرفشار واچرخندي ايجاد مي‌شوند، سرما را با خود به داخل خشكي مي‌آورند. اگرچه بارش‌هاي تابستاني و زمستاني، ويژگي‌هاي باران موسمي را از خود نشان مي‌دهد، اما هيچكدام آنچنان توانمند نيستند كه در گروه مانسون طبقه‌بندي شوند. در امريكاي مركزي يك مانسون واقعي در بين عرض‌هاي جغرافيايي 5 و 12 درجه شمالي، در منطقه كوچكي از اقيانوس آرام رخ مي‌دهد. نه فقط بادهاي فصلي آن، بلكه بارش آن هم كاملا مانسون است. فصل زمستان آنجا بسيار خشك است. فصل بارش آن خرداد ماه در شمال خليج مكزيك و تير‌ماه در جنوب مكزيك آغاز مي‌شود و در مهر ماه در شمال و آذر ماه در جنوب به پايان مي‌رسد. اين روند در جنوب مكزيك حدود 3 ماه و در كستاريكا حدود 7 ماه به طول مي‌كشد. اين مانسون در حقيقت نمونه كوچكي از مانسون هند است.

+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در شنبه 3 آذر1386 و ساعت 8:50 |

آنچه اين روزها از آن به عنوان گرمايش جهاني (Global warming) نام برده مي‌شود در حقيقت افزايش ميانگين درجه حرارت زمين در نزديكي سطح آن است.

تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد در طول يكصد سال گذشته ميانگين دماي هوا در نزديكي سطح زمين بين 0.18 تا 0.74 درجه سانتيگراد افزايش يافته است.

هيئت بين‌الدولي تغييرات آب و هوايي (IPCC) كه مرجعي معتبر در زمينه تغييرات آب و هوايي و تاثيرات گرمايش جهاني است، در گزارشي اعلام كرد: «بيشتر افزايش دمايي كه از اواسط قرن بيستم در كره زمين مشاهده شده، مربوط به گازهاي گلخانه‌اي است كه انسان‌ها توليد كرده‌اند.»

البته اين هيئت در گزارش خود نقش عوامل طبيعي چون آتشفشان‌هاي خورشيدي را رد نكرده است اما معتقد است اين اثرات تا اوايل دهه 50 ميلادي كه دنيا هنوز صنعتي نشده بود، قابل بررسي است.

مدل‌هاي تغييرات آب و هوايي كه IPCC طراحي كرده است، نشان مي‌دهد در فاصله سال‌هاي 1990 تا 2100 ميلادي ميانگين دماي هواي سطح زمين بين 1.1 تا 6.4 درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد. هرچند اغلب بررسي‌ها تنها به نشان دادن نتايج گرمايش جهاني تا سال 2100 ميلادي اكتفا مي‌كنند، اما دانشمندان معتقدند حتي اگر ميزان گازهاي گلخانه‌اي جو زمين ثابت بماند، اثرات آن تا پايان هزاره سوم پابرجا خواهد بود.

گرمايش جهاني اثرات ناخوشايند فراواني بر زندگي انسان‌ها و جانوران روي آن مي‌گذارد. با گرم شدن زمين، يخ‌هاي قطبي آب مي‌شوند، سطح آب درياها بالا مي‌آيد و فصل‌ها شدت بيشتري مي‌گيرند. يعني زمستان‌ها سردتر از هميشه خواهد بود و تابستان‌ها گرم و خشك. اين ماجرا بر كشاورزي كه يكي از كليدي‌ترين صنايع موجود روي زمين است تاثير ناخوشايند مي‌گذارد.

sea-level-hamshahrionline

  

دانشمندان پيش‌بيني در مورد اثرات سوء گرمايش جهاني را تا آنجا پيش برده‌اند كه مي‌گويند با گرم شدن تدريجي زمين، به زودي نوع محصولات كشاورزي زمين‌ها هم تغيير خواهد كرد.

شمالي‌ها از جنوبي‌ها داغ‌ترند

در طول اين سال‌ها دماي هوا چه بر سطح آب و چه بر سطح خشكي افزايش يافته است اما افزايش دما بر سطح خشكي به مراتب بيش از سطح آب بوده است. از سال 1979 ميلادي تاكنون ميانگين دماي هواي سطح خشكي دو برابر دماي هواي سطح آب‌ها افزايش يافته است. (سطح خشكي‌ها در هر دهه 0.25 درجه سانتيگراد گرم‌تر شده در حالي كه اين رقم براي سطح آب 0.13 درجه سانتيگراد است.)

اينكه چرا افزايش دماي سطح آب‌ها كمتر از خشكي‌هاست، به دو دليل برمي‌گردد. يكي اينكه درياها ظرفيت گرمايي بيشتري نسبت به خشكي دارند و ديگر اينكه دريا از روش‌هايي چون تبخير مي‌تواند حرارت خود را كاهش دهد.

به اين ترتيب نيمكره شمالي زمين كه خشكي‌هاي بيشتري نسبت به نيمكره جنوبي دارد، گرمتر است.

hamshahrionline-worldwarming

تاريخ مكرر

كره زمين تاكنون بارها و بارها گرم و سرد شدن را تجربه كرده است. نزديك‌ترين اين تغييرات 800 هزار سال پيش بود (800 هزار سال در زمين‌شناسي، گذشته بسيار نزديك محسوب مي‌شود) كه زمين هشت دوره يخبندان را تجربه كرد.

پديد آمدن سريع گازهاي گلخانه‌اي در اوايل دوران ژوراسيك (حدود 180 ميليون سال پيش) هم سبب شد ميانگين درجه حرارت زمين بين پنج تا 9 درجه سانتيگراد افزايش يابد.

تحقيقات كارشناسان دانشگاه انگليسي اپن Open نشان مي‌دهد گرما سرعت فرسايش سنگ‌ها را تا چهار برابر افزايش مي‌دهد. همين دليل سبب شد تا در دوران ژوراسيك، با افزايش دما، دي اكسيد كربن هوا با سنگ‌ها تركيب شود و پس از مدتي (البته نه چندان كوتاه) ميزان كربن هوا به سطح متعادلش بازگردد.

ضررهاي اقتصادي گرم شدن زمين

برخي از كارشناسان اقتصادي در طول اين سال‌ها كه بحث گرمايش جهاني در دنيا داغ شد، تلاش كردند ميزان ضررهاي اقتصادي اين گرمايش را در جهان برآورد كنند. تاكنون بيش از يكصد تحقيق در اين زمينه انجام شده است، اما هنوز نتيجه يكسان و مشخصي به دست نيامده است. اين تحقيقات ميزان مضرات اقتصادي گرمايش جهاني را از رقمي در حدود سه دلار براي هر تن دي اكسيد كربن تا 95 دلار براي هرتن برآورد كرده‌اند.

نتايج تحقيقات اين دانشمندان اما بر يك نكته تاكيد دارد: «هرچند كشورهاي توسعه يافته بيشترين ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي را دارند، اما كشورهاي در حال توسعه بيشترين آسيب اقتصادي را از گرم شدن زمين مي‌بينند.»

پيمان كيوتو و نافرمانان

در سال 1997، سازمان ملل متحد اجلاسي را در شهر كيوتوي ژاپن برگزار كرد. نتيجه اين اجلاس تنظيم معاهده‌اي در مورد كاهش گازهاي گلخانه بود. پيمان‌نامه‌‌اي كه به پيمان كيوتو معروف شد.

بر اساس اين پيمان‌نامه، كشورهاي توسعه يافته از جمله ژاپن ملزم شدند كه ميزان خروج گازهاي گلخانه‌اي خود را تا سال 2012 ميلادي تا 5.2 درصد كاهش دهند. مبناي اين كاهش ميزان توليد گاز گلخانه‌اي در سال 1990 در آن كشورها بود.

براساس برنامه‌هاى سازمان بين‌المللى محيط زيست UNEP تا سال ۲۰۱۲ بايد ۳۶ كشور صنعتى اين پيمان‌نامه را امضا كنند و با اجراى اين برنامه دى اكسيد كربن يكى از مهمترين گازهاى سازنده گازهاى گلخانه‌اى ۴۰ بار در سطح جو كمتر خواهد شد.

تاكنون 140 كشور اين پيمان را امضا كرده‌اند اما هنوز آمريكا و استراليا به آن نپيوسته‌اند. جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا، معتقد است اجراي اين پيمان زيان اقتصادي بزرگي براي آمريكا به بار مي‌آورد زيرا ساختار صنعتي و كارخانه‌هاي اين كشور به گونه‌اي است كه بيشترين آلايندگي را در جهان دارد و اگر آمريكا بخواهد اين ساختار را تغييربدهد سال‌ها طول مي‌كشد.

+ نوشته شده توسط ا - مزیدی در پنجشنبه 1 آذر1386 و ساعت 10:32 |